۰
 
سؤالات متداول در زمینه گفتگو-خواستگاری
تاریخ انتشار : جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۶
Share/Save/Bookmark
۱) سکوت در جلسات گفتگو
سکوت در جلسات گفتگو می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد مثلاً کمرو باشد یا این که احتمال دارد خواستگاري بر او تحمیل شده باشد، به خصوص اگر در جمع به او اجازه صحبت نمی دهند در این صورت حتماً با پرسش هاي روشن و پیاپی باید اطمینان یافت که از این امر رضایت کامل دارد.
احتمال دیگر این است که طرف مقابل را از نظر ظاهر نپسندیده و انگیزهاي براي گفتگو ندارد و نمی تواند با این مسئله کنار بیاید. گاهی هم شخص در جلسه اول گفتگو، مطالب و سؤالاتی را مطرح و در جلسات بعدي سکوت میکند. این نشان میدهد که همان سؤالات اصلی و کلیدي جلسه اول برایش مهم بوده و سؤالات بعدي اهمیتی ندارد زیرا در خود قدرت انطباق می بیند و می داند که با وجود وجوه مشترك در مسائل اصلی، با بقیه اختلافات می تواند کنار بیاید و خود را وفق دهد.
در صورتی که فرد مقابل خواسته هاي شما را بدون چون و چرا می پذیرد احتمال احساسی برخورد کردن، وجود دارد. زیرا امکان ندارد دو نفر با دو وراثت متفاوت، دو محیط و دو تربیت گوناگون، در همه مسائل تفاهم داشته باشند، حتی دو خواهر یا دو برادر نیز با وجود اشتراك در محیط و تربیت با هم تفاهم کامل ندارند.
۲) تشخیص صداقت
یکی از سؤالات مهمی که معمولاً پیرامون جلسات خواستگاري بیان می شود این است که ما از کجا بفهمیم طرف مقابل سؤالات را با صداقت پاسخ داده است؟
براي اطمینان از جواب هاي او باید مقدمه اي را درباره ي صداقت بیان کنید. به مخاطب خود بگویید: صداقت در خواستگاري یک امر حیاتی است. من خود آدمی نیستم که همیشه در زندگی راستگو باشم و انتظار ندارم همسرم نیز همیشه در زندگی راست گفته باشد. اما این که انسان در جلسه خواستگاري به راستگویی دقت داشته باشد بحث بسیار مهمی است زیرا عدم صداقت در جلسه خواستگاري را خیانت به طرف مقابل می دانم و من هر نقطه ضعفی را از خواستگارم می پذیرم مگر این نقطه ضعف را. باید بکوشید به گونه اي با بیانی جدي این مطلب را یادآور شوید،
مثلاً این که بگویید: (من اگر متوجه شوم که در جلسه خواستگاري مطلبی خلاف واقع بیان شده است اگر نقاط مثبت فراوان هم داشته باشد نمی توانم او را بپذیرم زیرا ازدواجی موفق است که انسان هم خوب انتخاب کند و هم خوب انتخاب شود.
البته جمله آخر هم پیام مهمی است براي خود شما، اگر شما بخواهید با کسی مسافرت بروید و او تمایلی به مسافرت با شما نداشته باشد و شما اصرار کنید و طرف را متقاعد کنید و راهی سفر شوید، مسافرت به هر دوي شما سخت خواهد گذشت. ازدواج بالاتر از این است اگر یکی خوب انتخاب کند ولی خوب انتخاب نشود خود این فرد هم از زندگی لذت نمی برد، بنابراین باید صداقت داشته باشیم.

راه دیگر این تشخیص این است که از مطالبی سؤال نمایید که در تحقیقات در مورد فرد مقابل نسبت به درستی آنها مطمئن هستید. پاسخ فرد مقابل صداقت یا عدم صداقت او را نشان می دهد.

اما چند نکته:
- براي این که راحت باشید و صداقت خود را نشان دهید از همان کلمات معمول و همیشگی تان استفاده کنید نه از کلمات سخت و غیر معمول.
- صداقت شما و خانواده تان در رفتار و گفتار، آنها را نیز تشویق می کند که صادق باشند.
در گفتگو دو طرف باید بنا را بر معرفی واقعی و صریح خود بگذارند.

۳) بیان اسرار زندگی در خواستگاري
در پاسخ باید گفت اسرار زندگی طبقه بندي دارد. در مباحث امنیتی اطلاعات را به چهار طبقه (به کلی سري، سري، خیلی محرمانه و محرمانه) تقسیم می کنند.
در زندگی نیز براي مسائل خود طبقه بندي داشته باشید. در جلسات اول خواستگاري می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع و آگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است، مثلاً در محل و فامیل همه می دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبه رو بوده اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاري به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاري و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده و در شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است. در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاري اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاري باید براي فرد تشریح کنید.

برخی از اسرار را نیز می توانید در جلسات بعد مطرح کنید اسراري را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کرد.
شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادي که به فرد پیدا کردهاید، او را مطلع سازید.
اما نباید از اشتباهات و لغزش هایی که در دوران مجردي انجام دادهاید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید، بعد از ازدواج هم، همسرتان متوجه آن نمی شود، سخنی به میان بیاورید. زیرا گناهان و خطاها، امري ما بین ما و خداي ماست و هیچ کس اجازه ندارد آبروي خود را جلوي دیگران ببرد و از طرف مقابل هم نخواهید به این مسائل اشاره کند.
ولی اگر مسئله اي قبل از ازدواج براي شما پیش آمده و شما مرتکب جرم و خطایی شده اید و امکان برملا شدن آن را پس از ازدواج میدهید، باید حتماً به نحوي مطرح سازید و آن را براي فرد مقابل بیان کنید.
گفتن تمام جزئیات (عصبانیت هاي موردي، بین ظمی هاي موردي، و ...) لازم نیست زیرا باعث نگرانی و ایجاد تردید می شود و زمینه وسوسه هاي شیطانی را فراهم می آورد و ممکن است طرف مقابل این گونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است. به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترك مربوط نمی شود لازم نیست. پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره این که چه گناهی مرتکب شده اي، آیا دوست پسر یا دختر داشته اي، چند تا خواستگار برایت آمده، به خواستگاري چند نفر رفته اي، چگونه مسلمان شده اي و ... لازم نیست و گاهی توهین و بی حرمتی به شمار می رود و پیامدهاي منفی دارد.

اما چند نکته:
- اگر شما داراي نقص عضو یا بیماري هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی هاي آن و روش درمانش توضیح دهید. بهتر است با معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هر گونه سؤالی که دارند از پزشک معالج تان بپرسند.
- اگر طرف مقابل شما داراي نقص عضو یا بیماري است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم گرفت.
بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا طرف مقابل، به دور از ترحم تصمیم گیري کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.
از گفتن عیبی که خواستگاری تان را به هم می زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را در زمین سستی بنا کرده اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاري را به هم بزند، نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد
کد مطلب: 4897