۰
 
دوئل ایدئولوژیک خاتمی‌ و‌ روحانی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۵۲
محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان شورای شهر تهران گفت: "مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، در وزارت کشور دوران ریاست جمهوری خود ۱۰ منطقه برای ایران فدرال مشخص کردیم، اما از نظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم".
Share/Save/Bookmark
 
اسنا؛ حامد موفق بهروزی: محمد خاتمی، ۲۱ اردیبهشت در دیدار با نمایندگان شورای شهر تهران گفت: "مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی، اداره فدرالی است، در وزارت کشور دوران ریاست جمهوری خود ۱۰ منطقه برای ایران فدرال مشخص کردیم، اما ازنظر قانون اساسی نمی‌توانیم فدارتیو باشیم".

این سخنان به‌سرعت واکنش‌ متخصصان علوم سیاسی را برانگیخت که تند‌ترین آن‌ها از طرف سید جواد طباطبایی صادر شد. طباطبایی که سال‌هاست در پی پایه‌ریزی اندیشه‌ای مبتنی بر "ایرانشهر" است طبیعتاً نمی‌تواند اندیشه‌ای در خلاف اندیشه محوری خود را برتابد و با عصبانیت این سخنان خاتمی را خیال‌بافی و لغت بازی نامید و در چند یادداشت‌ این طرح خاتمی را ازنظر علم سیاست رد کرد.

اما ماجرا به اینجا ختم نشد. چند روز بعد حسن روحانی در جمع برخی حوزویان سخنانی متضاد مطرح کرد و خواستار افزایش اختیاراتش و به تعبیری افزایش تمرکز اختیارات ریاست جمهوری شد و گفت: "همان‌گونه که در جنگ 8 ساله اختیارات ویژه‌ای را از امام راحل گرفته و توانستیم جنگ را اداره کنیم و حتی موفقیت‌های بسیاری را به دست آوریم امروز هم به چنین اختیاراتی نیاز داریم".

بعید است روحانی در زمان طرح این مسئله از ایده خاتمی در خصوص فدرالیسم مطلع نبوده باشد اما دقیقاً در نقطه مقابل حامی سابق خود ایستاد و طرح تمرکز بیشتر در مدیریت کشور را مطرح کرد. این‌که روحانی مدت‌هاست از خاتمی عبور کرده و خود را فراتر از او می‌داند نکته جدیدی نیست اما آنچه در این روایت جدید است دو نکته است: اول آنکه جریانی که در سال 92 با وحدت همه طیف‌های اصلاحات روی کارآمد اکنون در اندیشه ورزی و رهیافت خروج از وضع آشفته مدیریتی کشور دچار استیصال شده است. این جریان پس از به قدرت رسیدن دچار فروپاشی شد و همه جریان‌های درونی آن در پی اعمال دیدگاه و سلایق سیاسی خود برآمدند و نتیجه شد آنچه امروز در آشفتگی اندیشه و تفکر و عمل دولت مشاهده می‌شود.

نکته دوم آنکه دولتی که در حوزه اختیارات موجود خود ناتوان ظاهرشده است با افزایش یا کاهش اختیارات نیز طبیعتاً نمی‌تواند فقر کارکردی خود را جبران کند چراکه افزایش اختیارات سبب افزایش باربر دوش همین مدیران ناکارآمد خواهد شد و طبیعتاً مشکل بیشتر می‌شود.

مهم‌ترین مسئله‌ای که باید به آن توجه کرد این است که اشتباه حسن روحانی اشتباهی است که بیشتر رؤسای جمهور سابق ایران نیز در سال‌های آخر دوره ریاست جمهوری خود مرتکب شده‌اند و به نظر می‌رسد اشتباهی است در چارچوب اشتباهات یک رئیس‌جمهور! یادآور می‌شود که رؤسای سابق جمهور ایران حتی گاهی اختیاراتی جالب‌تری درخواست کرده بودند به‌عنوان مثال مرحوم هاشمی به دنبال مادام‌العمر کردن ریاست جمهوری برای خود بود.

اما خطای خاتمی بسیار مهلک است. در شرایطی که کشور مدام دچار تهدیدات جدی می‌شود و درگیر یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است سخن از فدرالیسم به چه معناست؟ برای روشن شدن ماجرا نیاز است کمی در خصوص ماهیت جنگ، تهدید و فدرالیسم توضیح داده شود.

در شرایط تهدید و جنگ آنچه در هر کشوری اتفاق می‌افتد تجمیع منابع برای مقابله با جنگ است چراکه امنیت برای هر کشوری در اولویت است. اساساً در تمام مدل‌های حکومتی و توسعه امنیت اولین پیش‌نیاز است و درصورتی‌که این مسئله دچار مخاطره گردد بدون هیچ اغماضی تمام توان تجمیع می‌شود تا دوباره فرصت امنیت برای کشور بازگردد.

اما فدرالیسم یعنی تقسیم اختیارات حکومتی میان حکومت‌های محلی به‌نحوی‌که هرکدام به‌صورت مستقل عمل کنند و به‌تبع آن بخشی از اختیارات ریاست جمهوری به مسؤولان محلی واگذار می‌شود.

حال باید پرسید در کشوری که دچار تهدیدهای امنیتی و درگیر یک جنگ اقتصادی و فرهنگی است آیا باید تجمیع منابع اتفاق بیافتد یا تقسیم اختیارات حکومتی؟ به نظر پاسخ روشن است.

ماجرا زمانی عمیق‌تر می‌شود که مسئله تهدید خارجی را در کنار امکان بحران داخلی قرار دهیم. کدام بحران؟ واضح است که مردم هر منطقه‌ای در کشورمان نسبت به مرزهای شهری خود بسیار حساس هستند. اگر تاریخ شکل‌گیری استان‌های جدید یا جابه‌جایی مرزی دو شهرستان را در کشورمان مرور کنیم به‌وضوح درمیابیم که در خلال چنین اتفاقاتی چه بحران‌های امنیتی در کشور بروز کرده است.

سؤالی که با این توضیحات ذهن هر مخاطبی را درگیر می‌کند این است که چگونه می‌توان در شرایط تهدید خارجی پیشنهادی را طرح کرد که در عمل می‌تواند جاده بحران‌های امنیتی را صاف‌کرده و کشور را درگیر مخاطرات جدی کند.

اکنون با طرح این مقدمات می‌توان ادعا کرد این ایده آقای خاتمی از دو حالت خارج نیست: اول آنکه آقای خاتمی به‌هیچ‌وجه در جریان امور کشور قرار ندارد و دوم آنکه در صورت اطلاع از شرایط کنونی طرح چنین ایده‌ای بسیار مشکوک است.

انتهای پیام/
کد مطلب: 11395