نظر
۱
۰
 
طنز سیاسی:
نامه عاشقانه یه بچه بسیجی به زهرا قائمی!!!
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۱
بین چه ناز خوابیدی زری جون؟!بالاخره تموم شد. همه سختی ها، در به دری ها، در یوزگی ها، گدایی کردن ازMI۶ و سازمان سیا و موساد و پادشاه های عربی تموم شد خانومی! فکرشو می کردی اون روزی که داشتی نقشه ترور شهید صیاد شیرازی رو می کشیدی این بلا سر کچل خودتم بیاد؟! زری جونم آسوده بخواب! چشماتو ببند دختر! خوب نیس دختر وختی! میمیره هنوز چشمش به دنیا باشه!
Share/Save/Bookmark
 
میرزا حسین خان طناز الرعایا! ببین چه ناز خوابیدی زری جون؟!بالاخره تموم شد. همه سختی ها، در به دری ها، در یوزگی ها، گدایی کردن ازMI۶ و سازمان سیا و موساد و پادشاه های عربی تموم شد خانومی!
فکرشو می کردی اون روزی که داشتی نقشه ترور شهید صیاد شیرازی رو می کشیدی این بلا سر کچل خودتم بیاد؟!
زری جونم آسوده بخواب! چشماتو ببند دختر! خوب نیس دختر وختی! میمیره هنوز چشمش به دنیا باشه!
می دونم زندگی خیلی به کام دلت نبود. آره زری جون! دنیا خیلی بی رحم تر از این حرفاس عزیزم. قرار بود ارواح شیکم عمه خدا بیامرزت! توی عملیات مرصاد ایران رو اشغال کنید و همه ملتی که مسجد میرن و به نوعی فعال مذهبی هستند رو اعدام کنید! بعد مریم که نه. " مرگم!" خانوم طی یک انتخابات آزاد! بشه رئیس جمهور ایران و شووما هم مثلا معاون اولش!
ولی دیدی دنیا چه بی وفاس زر جون؟!
زری با اون چشات اینجوری نگام نکن دختر! کار از کار گذشته.
خیلی دوس داشتم یه کم زودتر بهت میرسیدم
یه کم زودتر از این بچه عراقی های با غیرت
تا برای خودم بشی! خودم و خودت!
به قول شاعر که خودم باشم : من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه! یک جیپ صحرایی باشه! یه کارد قواصی باشه! تنفگ تو خالی باشه!!! تفنگ من آبی باشه! خشابه صد تایی باشه! ...
خلاصه اینکه خیلی دلم می خواست انتقام شهید صیاد رو خودم ازت می گرفتم خانومی!
میدونم دختر شهید صیاد با شنیدن این خبر خیلی گریه کرد. پسرشم شاید فقط بغض کرد. شایدم مثل من دلش نازک بود و مَشک اشکش سر رفت. زنش هم ...
ولی باز تو برد کردی. تو هرگز خونواده ای نداشتی و نداری که برات گریه کنن. داغ این چشای زیبا! به دل هیشکی نموند غیر از میرزا حسین خان طناز الرعایا! پس بازم ضربه ای که تو زدی خیلی بزرگ تر بود خانوم خانوما!
اما با همه این حرفا گروهک چند صد تایی منافقین با مرگ تو ضربه سختی خورد. مگه کلا چند تا زری تو دنیا پیدا می شد که بتونه اینجوری با چشای باز بخوابه؟!! تازه با همین سرعتی که داره از حرم سرای مسعود رجوی کم میشه فکر کنم تا یه سال دیگه نسل مسعود خان منقرض بشه!!!
زری حیف این چشا! حیف این دندونا! حیف نیس بره زیر خروارها خاک؟!
خیلی زود بود نبودنت! این چشم های زیبا! باید خیلی چیزا رو میدید.در به در تر شدن منافقین! دریوزگی مسعود ! و در نهایت طلاق همه زن های مسعود از مسعود! حیف بود که اینا رو ندیدی و رفتی زری جون!
دستان ضریف و نازنین و خوش رنگت!
خوش رنگ! رنگ خون! رنگ مورد علاقه منافق ها و منافقه ها!
دستت هم باید بره زیر لجن! مگه لجن چه گناهی کرده بود که باید بعد از پوسیدنِ حفره های چشم ناز و دهن استثنایی و گوش دراز و این دماغ خوشگل! اون سولاخ ها! رو رو پر کنه! و تو روز قیامت از سر بد شانسی، به همراه اون جمجه قشنگت! وارد جهنم بشه؟!
زری خانومی! تو به اون لجن هایی که دارن بهت لطف می کنن و بدن ظریفت! رو می پوشونن تا بوی سگ مردش! بیرون نزنه هم جفا کردی!
دیگه وقت رفتنه. یه جای خیلی تاریک. خیلی تنگ. ولی نگران نباش.هستند کسانی که بیان به استقبالت! میدونی آخه یه جورایی مدیونتن! اگه تو نبودی کی اون ها رو شهید می کرد؟! کی اون همه آدم رو به حساب خودش وارد بهشت می کرد؟! تعدادشون هم ماشاالله کم نیست! ۱۲ هزار نفرفقط از ایرانی ها.از عراقی ها هم ای... یه چند هزار تایی میشن!
هر چی بود تموم شد.همه سختی ها. تباه کردن جوونیت. افتاب سوخته شدن زیر آفتاب داغ پادگان اشرف. نکاح اجباری همه زن های منافق با مسعود! و ... ولی هر کاری کردی تازه شروع شد! هر تخمی که کاشتی الان موقع درو کردنشه! ولی نگران نباش. خیلی هم تنها نیستی! دوستای منافق زیادی هستند که در کنارت خواهند بود! ولی بار اونها نه به اندازه تو، ولی یه چیزی در همین حد سنگینه! پس روی کمکشون حساب نکن فقط از بودن در کنارشون لذت ببر خانوم خانوما!!!
میرزا حسین خان طناز الرعایا!
کد مطلب: 3553


 
 
 
۱۳۹۲-۱۰-۱۰ ۱۶:۱۲:۰۳
بسیار ممنون . عالی بود (421)