۰
 
رمان نخل و نارنج نوشته دکتر یامین پور برای جوانان ایرانی [تصویر زندگی زیبای شیخ مرتضی انصاری]
تاریخ انتشار : شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۰۱
اثرگذاری شیخ مرتضی انصاری بر جریان فقه شیعه مشهور است و تلاش مثال‌زدنی و ستودنی او در تربیت شاگردانی که ساختار علمی دین را قوت بخشیدند و شاگردان آن‌ها بعدها دنیا را تکان دادند بر همه مشخص است.
Share/Save/Bookmark
 
در برشی از کتاب تخل و نارنج می خوانیم:
رگبار باران پاییزی به در و دیوار می‌خورد. غرّش رعد صدای مهیبی داشت و وقتی با سپیدی برق می‌آمیخت، مهیب‌تر می‌شد. ابرها آن‌قدر پایین بودند که مرتضی فکر کرد اگر به پشت بام برود، می‌تواند دستش را در آن‌ها فرو کند. پسرک بی‌اعتنا به این‌که سرتاپا خیس شده، در کوچه می‌دوید. به درِ خانه که رسید، با هر دو مشت به لنگه‌های چوبی در کوبید.

خب… امان بده پسر! آمدم.

مادر چادرشبی روی سرش انداخت تا از شلاق دانه‌های درشت باران در امان بماند. در را باز کرد و خودش دوید به‌سمت اندرونی. مرتضی عرض حیاط را از دهلیز تا لب پلهٔ شاه‌نشین دوید. از روی چاله‌ای که میان آجرفرش‌های کف حیاط پر از آب شده بود، پرید. ایستاد و انگار که چیزی از دستش در رفته باشد، برگشت و جفت‌پا پرید وسط چالهٔ آب. کودکانه خندید و به‌سوی اندرونی برگشت.

مرتضی! این خل‌بازی‌ها چیست؟ این‌قدر عذابم نده. اگر سینه‌پهلو کنی، چه خاکی سرم بریزم؟

مرتضی ریز خندید و تندتند لباسش را از تنش درآورد، مچاله کرد و جلوی مادر گذاشت.

***

تجربه رمان‌نویسی از زبان وحید یامین‌پور؛

« نخل و نارنج » ارتباط با مخاطب جوانی است که فقه را نمی‌شناسد
استاد وحید یامین‌پور هدف خود را از نوشتن رمان و زندگی‌نامه داستانی شیخ انصاری، معرفی فقه، فضای علمی علمای شیعه و ارتباطشان با سیاست به مخاطب جوانی عنوان کرد که به‌طور تخصصی این فضا را نمی‌شناسد.

بخش هایی از سخنان استاد وحید یامین پور نویسنده نخل و نارنج درباره این کتاب میخوانیم …

من اسم این کار را زندگی‌نامه داستانی می‌گذارم چون سعی کردم در آن تخیل‌ام را به تاریخ محدود کنم. با این وجود چیزی که در کتاب آمده، عینا تاریخ نیست؛ یعنی عنصر تخیل در فضاسازی و شخصیت‌پردازی‌ها دیده می‌شود.

پیش از این هم چیزهایی نوشته بودم ولی هرگز منتشرشان نکردم؛ هم خاطره، هم داستان و مطالب پراکنده‌ای بود که از دوران جوانی آن‌ها را نوشتم ولی منتشرشان نکرده بودم. ممکن است جسته‌گریخته، مطالبی در کتاب‌های مختلف چاپ شده باشد اما این‌که رمانی به‌طور مستقل کتابی چاپ کنم، تا الان انجام نشده بود.

نوشتن این رمان با سفارش انجام نشد. درباره شخصیت‌های تاثیرگذار تاریخ، کم و بیش کتاب‌هایی نوشته شده و یکی از علائق‌ام این بود که آثار ادبیات داستانی را درباره شخصیت‌های مهم مطالعه کنم؛ مثلا کتاب «مردی در تبعید ابدی» اثر نادر ابراهیمی، کتابی که استاد یثربی با عنوان «قلندر و قلعه» درباره سهرودی نوشته یا آثاری که درباره شیخ بهائی، عطار یا حلاج نوشته‌ شده‌اند.

به نظرم رسید که این شیوه معرفی شخصیت‌ها و گنجاندن بخشی از تاریخ در یک رمان، در حال حاضر موثرترین راه برای بازیابی هویت است. چون جوان‌ترها و نسل جدید؛ هم نیاز دارند تاریخ را بدانند و هم با این شخصیت‌ها آشنا شوند. در صورتی که کمتر هم سراغ کتاب‌های تحلیلی و تاریخی می‌روند.

یکی از شخصیت‌هایی که در این زمینه برایم جالب بود و هیچ کتابی هم درباره‌اش نوشته نشده بود، شیخ اعظم (شیخ مرتضی انصاری) بود که می‌شود گفت تقریبا برجسته‌ترین چهره حوزه علمی شیعه در چند سده پیش بوده است.

دو کتاب مشهور شیخ، مکاتب و رسائل کتاب‌های مهم حوزه علمیه هستند که در همه مدارس تدریس می‌شوند و اگر کسی بخواهد مجتهد شود، باید این دو را حتما خوانده و فرا بگیرد. وجه دیگری هم که من را به نوشتن کتاب مورد نظر تشویق می‌کرد، این است که همشهری شیخ و دزفولی هستم و فضایی را که او در آن رشد کرده، می‌شناسم.

به این ترتیب، با تردید کار را شروع کردم و اسنادی درباره زندگی این شخصیت گردآوری کردم. به سراغ کتاب سخت‌خوانی هم رفتم که یکی از نوادگان شیخ درباره زندگی‌اش نوشته است.

نوشتن کتاب و بازخوانی‌اش صرفا در یک بازه ۳ ماهه انجام شد. ولی پیش از آن، بخشی از زمانم صرف تحقیق و تفحص شد. چیزی که در نهایت به عنوان فراورده و محصول کار از آب درآمد، با طرح اولیه من تا حدودی تفاوت داشت.

ناچار بودم شخصیت‌های مهم تاریخی را هم به کار اضافه کنم. مثلا در ابتدا قرار نبود درباره صاحب جواهر یا سید جمال اسدآبادی چیزی بنویسم اما دیدم بدون حضورشان،‌ بخش‌هایی از زندگی شیخ ناقص می‌ماند.

با همین رویکرد، تاریخ جنگ‌های ایران و روس، حضور انگلستان، امپراتوری عثمانی و مطالب دیگر را درباره تاریخ معاصر شیخ انصاری مطالعه کردم. اما اگر بپرسید پروژه نگارش و ویرایش کتاب چقدر طول کشید، می‌گویم که ۳ ماه فشرده و در نهایت کتابی با حجم ۲۳۰ صفحه آماده شد.

بله روان نویسی را ادامه میدهم . البته واکنش و بازخوردی که از مخاطب می‌گیرم، در ادامه کار خیلی موثر است. اما همین حالا هم مشغول نوشتن یک کار دیگر هستم و باید ببینم که کار چه‌طور جلو می‌رود. به هر حال سعی من برقراری ارتباط با مخاطب جوانی است که فقه را به‌طور حرفه‌ای نمی‌شناسد اما لازم است که با فضای علمای شیعه و سیاست آشنا شود. تلاش من گرفتن ارتباط از این زاویه و با این نوع مخاطب است.



انتهای پیام/س
کد مطلب: 12200