۰
 
نامه سرگشاده یک مدیر مجتمع آلومینیوم المهدی؛
آقای وزیر! با اصرار به مفت‌فروشی سرمایه‌های ملی، به زودی امثال "پادشاه شکلات" در ایران به قدرت خواهند رسید
تاریخ انتشار : دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۳۸
یک کارشناس رسمی مجتمع آلومینیوم المهدی در نامه ای سرگشاده خطاب به وزیر اقتصاد نوشت: آیا به نظر شما ، در زیر لوای شعار به ظاهر قانونی "خصوصی سازی واقعی" ، اصرار به مفت فروشی و تاراج سرمایه های ملی مانند صنایع ، معادن ، شرکتها و کارخانجات به ثروتمندان نوکیسه ساکن کشورهای معاند با نظام ، منجر به قدرت رسیدن کسانی نمی شود همانند مانند تاجر میلیاردر اوکراینی ، مشهور به پادشاه شکلات ، خود را برای سیطره بر اقتصاد و سیاست آینده کشور آماده می کنند؟
Share/Save/Bookmark
 
به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز (اسنا)؛ یک کارشناس رسمی مجتمع آلومینیوم المهدی که به تازگی با احضاریه دادسرا به منظور توضیح درباره برخی اظهار نظرها مواجه شده در نامه ای سرگشاده از سخنان اخیر وزیر اقتصاد انتقاد کرده است. رویین تن نامجو از کارشناسان رسمی مجتمع آلومینیوم المهدی در نامه سرگشاده خود خطاب به وزیر اقتصاد سخنان اخیر وی در جمع اعضای اتاق بازرگانی ایران را مورد انتقاد قرار داده است.

وی که این نامه را با طرح پرسشی مبنی بر دلیل اصرار بر خصوصی سازی واقعی صنایع مادر آغاز کرده آن را «ترفند جدید دشمنان برای اجرای پروژه نفوذ و تسلط برنسل آینده از طریق تصاحب صنایع استراتژیک و حیاتی کشور» عنوان کرده و خطاب به وزیر اقتصاد می نویسد: جناب آقای وزیر ، جنابعالی در پنجاه و سومین جلسه شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی در مخالفت با واگذاری مجتمع آلومینیوم المهدی جملاتی اظهار فرمودید که من را مجبور کرد با همه احترامی که برای جنابعالی به عنوان وزیر اقتصاد دولت تدبیر و امید و استاد برجسته و ممتاز اقتصاد دانشگاه‌های تهران قائل هستم، توضیحاتی خدمت جنابعالی ، مردم و مخصوصا استادان دانشگاه‌ها ارائه بدهم.»

وی در این نامه افزود: « در مدت عملکرد ۲۰ساله سازمان خصوصی سازی ،"خصوصی سازی واقعی" به چه قیمتی برای مردم تمام شده است؟ آماری از فروش شرکت ها ، صنایع و معادن به بخش خصوصی با قیمت فروخته شده و موجودی اموال و دارایی های زمان فروش ، می تواند در این زمینه کارساز باشد.»

وی می نویسد: مردم انتظار داشتند که در ۵سال اول شروع به کار سازمان خصوصی سازی، این به اصطلاح تخفیفات ، مشوق ها و کپی برداری از این کشور و آن کشور تمام شود، نه اینکه سازمان خصوصی سازی تا آخرالزمان تحت عنوان خصوصی سازی ، اموال و دارایی های مردم را به ثمن بخس بفروشند و سپس در توجیه عملکرد خود ادعا کنند که یا زیان ده است یا برای جذابیت و مشوق خریدار ، قیمت ها پایین تر ارزیابی گردیده است. حتما دو سال دیگر مجتمع آلومینیوم لامرد را با همین قیمت و با همین استدلال به همین اشخاص خواهید فروخت ؟

جناب آقای وزیر آیا می دانید که حقیقتا مردم دیگر تاب و تحمل این همه ضرر و زیان و این همه حاتم بخشی را ندارند؟

فاجعه دردناک خالی شدن ۱۰۰۰ روستا از سکنه و فعالیت اقتصادی مولد و آوارگی و حاشیه نشینی مردم این روستاها با ذلت و خفت و خواری در کنارشهرهای دیگر برای پرکردن شکم خود و خانواده شان ، نه تنهاهیچ مسئولی چیزی نگفت بلکه کوچکترین عکس العملی نشان ندادند ولی برای خالی کردن انبارهای خودروسازان خط اعتباری تصویب شد!

جناب آقای دکتر طیب نیا این نوع خصوصی سازی چه سود و منفعتی برای حال و آینده مردم ، بخصوص اقشار کارمند و کارگر و تهیدست جامعه ، مخصوصا روستائیان دارد؟

آیا راهی دیگر برای کوچک کردن دولت ، بجز حراج اموال و دارایی های حیاتی مردم به ثمن بخس از خریداران تازه به دوران رسیده وجود ندارد؟!

آیا به نظر شما ، در زیر لوای شعار به ظاهر قانونی "خصوصی سازی واقعی" ، اصرار به مفت فروشی و تاراج سرمایه های ملی مانند صنایع ، معادن ، شرکتها و کارخانجات به ثروتمندان نوکیسه ساکن کشورهای معاند با نظام ، منجر به قدرت رسیدن کسانی نمی شود همانند مانند تاجر میلیاردر اوکراینی ، مشهور به پادشاه شکلات ، خود را برای سیطره بر اقتصاد و سیاست آینده کشور آماده می کنند؟

جناب وزیر ، لازمه بقاء ، تحرک ، پویایی و ماندگاری هر کشور یا هر نظامی در دنیا منوط و مشروط به دو شاخصه مهم است .اول امنیت و دوم رضایت مندی مردم .

با کمال افتخار ایران در بین تمام کشورها از بالاترین ضریب امنیت و آرامش برخوردار است و این بزرگ ترین نعمتی است که به یمن وجود قوای نظامی مخلص کشور از آن برخورداریم .

دومین شاخصه مهم یک جامعه پایدار ، برخورداری و رضایتمندی مردم می باشد که متاسفانه دولتمردان و مسئولین در این امر حیاتی و امتحان الهی ، نمره قبولی خوبی نمی‌گیرید و روز به روز هم بدتر می شود.

کشورهای سلطه گر و تمامیت خواه که نماد زر و زور و تزویر می باشند وقتی در طول تاریخ با انواع و اقسام برنامه ها موفق به شکست انقلاب اسلامی و تسلیم نظام مقدس جمهوری اسلامی نشدند از طریق اندیشکده های خویش شیوه بسیار خطرناک و مرموز دیگری مانند نفوذ را انتخاب کرده اند.

در ادامه این نامه می خوانیم : «یکی از این راه های نفوذ ، استفاده از ثروتمندان نوکیسه داخلی و ساکن کشورهای اروپایی بعضاً با تابعیت دوگانه و بدون هیچ علاقه و وابستگی و بدون هیچ اعتقادی به توانایی وامکانات کشور، می باشد. این ثروتمندان تازه به دوران رسیده با مشورت و راهنمایی مشاورین خارجی خود در چین ، کانادا و انگلیس و با استفاده ازفرصت استثنایی و فضای ایجاد شده و در زیر لوای شعار به ظاهرقانونی "خصوصی سازی واقعی" اقدام به خرید صنایع و معادن حیاتی و استراتژیک مانند فولاد ، آلومینیوم ، مس و صنایع پایین دستی و وابسته می‌کنند.

در نتیجه ، ثروتمندان یک شبه امروزی صاحبان تمام قد فردای این صنایع و معادنی هستند که با کمک بی دریغ برخی نهادهای قانونی و دولتی ، مفت و مجانی صاحب این دارایی ها شده اند . »

همین صنایع و معادن به گفته شما ورشکسته و زیان ده و محصولات استراتژیک پایین دستی آنها ، در ۱۰ الی ۱۵ سال آینده ، حرف اول در قدرت اقتصادی و تصمیمات سیاسی ایران و جهان می زنند در حالی که با چنین واگذاری هایی باعث تسلط و سیطره آنها بر کل چرخه اقتصادی کشور شده و در نتیجه، ایران را هم به سرنوشت کشور اوکراین دچار می‌کنند.

همانطور که اخیرا شاهد تحولات درکشور اوکراین بودیم ، نماد زر و زور و تزویر با کمک چند مهره ثروتمند و بازرگان با تابعیت دوگانه که خود را پرچمداران مبازره با دولت قانونی متمایل به روسیه می دانستند ، سرانجام با دخالت و کمک آشکار دولتمردان آمریکایی و غربی ، دولت قانونی اوکراین را ساقط و خود را به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر کشور اوکراین قالب و عملا اوکراین را بطور کامل ضمیمه و پیوست امیال آمریکا و تعدادی از کشورهای اتحادیه اروپا کردند.

غافل ازاینکه اگر اتحادیه اروپا و آمریکا صداقت و خیرخواه بودند ، دست کم کشور و مردم یونان با آن پیشینه تمدن تاریخی را به این سرنوشت و حال و روز نمی انداختند که مجبور به فروش جزایر و خاک کشورشان شوند .

پس باید هوشیار باشیم و شیفته و فریب صدقات و خیرات داوطلبانه ۳۴۰میلیارد تومانی میلیاردرهای خارج نشین را نخوریم .

قدر زر زرگر شناسد ،قدر گوهر مشتری. خریدار نیک می داند چه گوهری خریده و برای ۱۰سال آینده چه هدفی دارد! خیلی از فعالیت های اقتصادی شاید در جهت جذب و همکاری در پروژه بسیار مرموز نفوذ ، طراحی شده تا با افزایش نارضایتی و ناامیدی مردم که به تبع آن منجر به فاصله گرفتن مردم از حاکمیت و مخصوصا ناامنی های داخلی که خطرش از هزاران گروه تکفیری بیشتر است ، منجر شود . سلطه گران برای نیل به چنین هدفی حاضرند چند برابر ۳۴۰میلیارد تومان هم هدیه یا صدقه بپردازند.

وقتی صاحبان صنایع و معادن بزرگ "خصوصی واقعی" چند هزار کارگر را با روش های قرون وسطایی بی رحمانه استثمار می کند و علیرغم گذشت ۱۰سال ، هنوز دستگاه های حاکمیتی مانند اداره کار، تعاون و رفاه و سازمان بازرسی ، اجازه و جرأت ورود به حوزه ممنوعه این متمول های اقتصادی وتهیه و ارسال حتی یک گزارش ساده ندارند و رسانه های خبری مدعی و وابسته به جامعه کارگری هم مجوز اطلاع رسانی از اوضاع اسفبار سرنوشت کارگران و خانواده هایشان را ندارند، آیا ادامه این اوضاع منجر به نارضایتی ، یاس و ناامیدی و ترس و فاصله گرفتن جامعه کارگری از حاکمیت نمیگردد؟ تا کی وزیر رفاه می خواهد با سبد کالایی، فقر و درد گرسنگی کارگران را درمان و جبران کند؟

جناب آقای وزیر این شیوه ی ماهرانه نفوذ دشمن ، نه توهم و تهمت است و نه سیاه نمایی و کارشکنی . این تار و سازی که این روزها همراه با برخی از اعضای اتاق بازرگانی به اسم حمایت از بخش خصوصی سازی در حال کوک شدن است ، صدایش در ۱۰ الی ۱۵سال آینده به گوش می رسد .

آقای وزیر مگر می‌شود بالای درخت بنشینید و زیرپای خود ببرید و انتظار سقوط نداشته باشید! چرا وزاری دیروز و کارشناسان امروز شبکه های خبری برای همه بیماریهای اقتصاد امروز کشور فقط نسخه آلمان شرقی و غربی می پیچند؟

راه دیگر نفوذ گسترش فساد ، رفیق بازی ، باندبازی ، زد و بند و سفارشی کارکردن و مفت فروشی می باشد . در سرزمین شوره زار فساد، نه تنها درخت اقتصاد مقاومتی بلکه هیچ بوته و درختچه ای نمی روید.

فساد و زد و بند و باندبازی نه تنها باعث کسب ثروتهای بادآورده یک شبه و تسلط بیشتر باندهای فساد و معاند بر اقتصاد و مواهب کشور و محرومیت و دلسردی اکثریت قشر زحمتکش می شود ، بلکه انتقال این سرمایه ها به کشورهای دیگر جهت اخذ تابعیت و گرین کارت های رنگارنگ ، باعث خروج میلیاردها تومان دارایی های کشور از چرخه اقتصاد و تحمیل ضررهای غیرقابل جبران به اقتصاد کشور می شود(آمار خروج۱۰سال گذشته را مرور بفرمایید) .

عدم برخورد قاطع با باندهای فساد یا برخورد گزینشی و سیاسی و انتقام جویانه و بده بستان های پشت پرده ، باعث بی اعتمادی و فاصله طبقاتی و بدبینی مردم از حاکمیت را بیشتر و بیشتر می کنند.

وقتی که در روز روشن کارخانه ای را عمدا زیان ده جلوه داده و سپس با نصف قیمت میفروشند و معترضین و مخالفین را متهم به دروغگویی و به جرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به دادگاه می کشانند و از طرف دیگر در رسانه های دیداری و نوشتاری با مصاحبه و گفتگوهای خلاف واقع ، مفت فروشی خود را با افتخار قانونی و به نفع مردم و جامعه توجیه می کنند و اندک صدای انتقادی هم در نطفه خفه و اجازه رسیدن به گوش کسی نمی رسد، چه باید کرد؟

نامجو در این نامه سرگشاده می نویسد: جناب آقای طیب نیا، عینا یک جمله از اظهارات حضرتعالی را نقل می کنم « بعد از مزایده نیز ۳۴۰ میلیارد تومان به باور خودمان البته نادرست به طرف تحمیل کردیم که پذیرفت و با وجود اینکه خودمان اعتقاد نداریم قیمت گذاری دوم درست انجام شده است اما تحمیل کردیم و طرف پذیرفت»

استدعا می‌کنم با دقت یکبار دیگر جملات و کلمات اظهارات خود را مطالعه و بررسی بفرمایید. آیا بخاطر خشنودی و رضایت اعضای اتاق بازرگانی و فضای جلسه این اظهارات را بیان فرمودید یا اینکه اعتقاد و برداشت واقعی جنابعالی از واگذاری آلومینیوم المهدی همین اندازه می باشد؟

آیا خریدار پرداخت ۳۴۰میلیارد تومان «به گفته شما تحمیلی و نادرست» را به عنوان صدقه داده یا هدیه؟. به نظر جنابعالی چرا تحمیلی ؟ و چرا نادرست ؟ و چرا قیمت گذاری دوم درست انجام نشده؟

اولا: این اظهارات حضرتعالی ، هم بعنوان وزیر اقتصاد که با اعداد و ارقام دقیق سروکار دارید و هم بعنوان استاد ممتاز اقتصاد دانشگاه ، قابل قبول نیست. حداقل برای استادان اقتصاد هم رشته جنابعالی اصلا پذیرفتنی نیست

چگونه یک جوان ۳۰ساله در سال ۱۳۸۰ که گردش مالی سالیانه اش به ۵۰میلیون تومان نمی رسید، بعداز گذشت ۱۰ سال به آنچنان ثروت افسانه ای دست می یابد که حاضر می شود داوطلبانه ۳۴۶میلیارد تومان برخلاف میل جنابعالی بپردازد و بانک و نیروگاه و آلومینیوم و غیره بخرد ، در حالیکه در مدت ۱۰سال گذشته اکثر اقشارمردم ، مخصوصا استادان نخبه اقتصادی و فنی دانشگاهها با نهایت تلاش و زحمت شبانه روزی همچنان اندر خم یک کوچه اند؟

جناب وزیر مردم نه نیازی به هدیه دارند و نه نیازی به صدقه. مردم فقط از مسئولان انتظار امانتداری اموال و دارایی هایشان و صداقت و شهامت و راستگویی آنها را دارند . پس پرداخت داوطلبانه ۳۴۶ میلیارد تومان توسط خریدار رقم و عدد کوچک و پیش پا افتاده ای نیست که بخش خصوصی با حاتم بخشی حاضر به هدیه دادن باشد.

آقای وزیر اقتصاد حضرتعالی در خصوص واگذاری ذوب آهن و فولاد مبارکه فرموده اید : « نگاه کنید ، به ذوب آهن و فولاد مبارکه چه بلایی بر سر مالکیت شان آوردیم قبلاً وقتی این شرکت ها در بخش دولتی بوده اند از طرف دولت نظارت و ارزیابی ها انجام می شد و نهادهای نظارتی نیز به طور منظم دسترسی و نظارت داشتند اما آمدیم این شرکت ها را تکه پاره و رها کردیم.»

محض اطلاع حضرتعالی باید گفت؛ نه تنها مجتمع آلومینیوم المهدی و هرمزآل دولتی بودند بلکه سازمان بورس نیز که شاهد تخلف های عرضه محصولات آلومینیوم المهدی در بورس کالا است ، مستقیما تحت مدیریت مستقیم جنابعالی نظارت می شود ، پس چرا علیرغم تخلفات و مفاسد گسترده در هر سه نهاد دولتی فوق ، جنابعالی حاضر به رسیدگی و برخورد ، نشدید و چاره کار فقط مفت فروشی المهدی و هرمزآل تشخیص داده شده است؟

سوال این حقیر این است که چرا به جای اعتراض نسبت به این دو شرکت فولادسازی مادر و حیاتی کشور، اراده ای برای خصوصی سازی واقعی شرکت های خودروسازی وجود ندارد ؟ فولاد مبارکه و ذوب آهن در پایداری اقتصاد مقاومتی تاثیرگذارتراست یا شرکتهای خودروسازی؟

شاخصه هایی ماننداشتغال زایی ، امنیت شغلی ، برخورداری و رضایتمندی کارگران ، تکنسین ها ،کارشناسان و مدیران و حتی پیمانکاران فولاد مبارکه و ذوب آهن بیشتر است یا معادن و صنایعی که مفت و مجانی به بخش خصوصی سازی واقعی فروخته شده؟

با توجه به گردش مالی سالیانه هر دو بخش ،پنهان کاری یا فرارمالیاتی در کدام شرکت ها بیشتر است؟ و کدام بخش بیشتر با صادرات مواد خام حیاتی و واردات کالاهای بنجل چینی ، اقتصاد و استقلال و رضایت مندی مردم را مخدوش و دچار آسیب و بحران جدی کرده اند؟ (فریادآمارهای گمرک و اتاق بازرگانی قابل کتمان نیست)

سالها است که با انواع و اقسام روش ها و تبلیغات منفی ، قانون کار را بزرگ ترین مانع و معضل و سد راه سرمایه گذاری و پیشرفت بخش خصوصی قلمداد کرده و می کنند در صورتیکه:

اولا: بخش خصوصی واقعی سالهاست که با انعقاد قراردادهای سه ماهه الی یکساله عملا فاتحه قانون کار را خوانده و سالها است که با پرداخت کف حقوق و مزایایی تعیین شده ، کارگران را مجبور به کار کردن در سخت ترین شرایط کاری کرده اند ، ولی همان فولاد مبارکه و ذوب آهن بیشترین و بالاترین افتخار رعایت قانون کار را دارند.

واما سوال آخر اینکه ، اگرچه هنوزهم احساس می شود اظهارات حضرتعالی بیشتر بخاطر فضای جلسات اتاق بازرگانی است ، اما استدعا می کنم قضاوت بفرمایید در طول ۳۷ سال گذشته آثار و تبعات واردات چای، برنج ، شکر و غیره سرنوشت کشاورزی و سیل واردات انواع کالاهای قاچاق ، مانند سنگ پا ، عروسک ، پوشاک ، لوازم آرایشی و صادرات وحشتناک مواد خام مانند سنگ آهن ،کرومیت و صدور کارت های بازرگانی یکبار مصرف که تاکنون بیش از ۱۰۰۰میلیارد تومان فرارمالیاتی داشته ، باعث ورشکستگی صنایع و کارخانجاتی که خودشان عضو همان اتاق های بازرگانی هستند ، شده اند یا تحریم ها ؟

جناب وزیر اقتصاد حداقل در این جلسات با اتاق بازرگانی سوال بفرمایید که وظایف اتاق بازرگانی واردات است یا اینکه صادرات و بازاریابی و ارائه راهکار و برنامه های علمی و عملی برای رصد و شناسایی بازارهای هدف برای فروش تولیدات داخلی و صادرات مواد با ارزش افزوده بالا؟

وی در پایان نامه خود با درخواست از وزیر اقتصاد می نویسد: « جناب وزیر شما فرموده اید بخش خصوصی خریدار آلومینیوم المهدی از نظر فنی و مالی اهلیت داشت خواهشمندم به عنوان استاد ممتاز دانشگاه و اقتصاددان باتجربه کشور ، مبنا و شاخصه های اهلیت یک خریدار را که در ایشان وجود دارد را برای مردم بیان و اعلام بفرمایید»

والسلام علی من التبع الهدی
روئین تن نامجو
منبع:جهان
کد مطلب: 7817