۰
 
گنجینه های شگفت انگیز ایران باستان
گویند که پیروز،پادشاه ساسانی، مرواریدی داشت که از نظر آب و رنگ و بزرگی، بی مانند بود و هیچ پادشاهی بسان آن را نداشت.این مروارید در دل یک صدف ب
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۴ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۱
Share/Save/Bookmark
 
گنجینه های شگفت انگیز ایران باستان
زهرا صیادی اناری
مروارید پیروز ساسانی
گویند که پیروز،پادشاه ساسانی، مرواریدی داشت که از نظر آب و رنگ و بزرگی، بی مانند بود و هیچ پادشاهی بسان آن را نداشت.این مروارید در دل یک صدف بزرگ،نهفته بود.صدف هر چندگاه،دهانش را می گشود و مروارید بی همتا را نمایان می نمود.نهنگی بزرگی،شیفته مروارید درخشان می بود و پیوسته آن را دنبال می کرد.یکبار، ماهیگیری که می خواست این مروارید را به پادشاه ارمغان دهد،چشم نهنگ را دور دید و دل به آب زد.

تازه مروارید را به چنگ آورده بود که نهنگ او را دید و به سویش شتافت.ماهیگیر با همه نیرویش به سوی خشکی شنا کرد اما چون دید که نهنگ به او رسیده است، در واپسین دم،،مروارید را به سوی خشکی افکند و خود به کام نهنگ رفت.مروارید را برای پادشاه بردند و سرگذشت نهنگ و ماهیگیر را برایش گفتند.

(جنگ ایران و روم)
قبر درمانگر و کاشی های شفا بخش
در آبادی قاپلانتو(زیویه)قبری بوده که می گفتند هر گاوی دچار بیماری میشود، صاحبش آن را به دور قبر می گرداند و گاو شفا می یابد.

هنگامی که چند تن از سودجویان برای یافتن گنج ،ان گور را نبش کردند، اسکلتی را یافتند که یازده گام(پا) طول آن و استخوان بندی بی مانندی داشت و کاسه سرش به اندازه یک دیگ بود.به گونه ای که ایشان تعریف کردند،گویا یکی از دندان های اسکلت را پر کرده بودند، پر کردن دندان در نزد ایرانیان باستان از همین جا آشکار می شود.

همچنین در زیویه کاشی های میناکاری بسیار زیبایی از زمان باستان به دست آمد و جالب اینجاست که روستاییان بر این باور بودند هر کسی ناراحتی کلیه و یا درد استخوان داشته باشند، با گرم کردن یکی از کاشی ها و گذاشتن بر روی کلیه و یا کمرش، دردش آرام شده و درمان می گردد.(دوران بی خبری ، جلد دوم)
سنگ های افسونگر
سنگ آیینه
در کوهستان فرغانه پاره سنگیست صاف، چون آینه.ده ذرع و دو ذرع ارتفاع دارد و تصویر هر چیزی که در عالمست ، در آن نمایان است.از این رو، به سنگ آینه مشهور شده مردم به تماشایش می روند.
سنگ های رنگی
در میان قزوین ، کهیست پر شکوه و بسیار خوش کل ، رهگذران، قطعه سنگ هایی از آن می کنند و می دانند که اگر در آتش بیندازند، به رنگ های زیبا و شگفت انگیزی در می آید.
سنگ غیب نما
در کوه نهاوند، سنگیست که از دزد برده و غایب و بیمار، خبر میدهد . اگر کسی یک شب نزد آن سنگ بیدار بنشیند ، خواب بر او هجوم می آورد و در عالم رویا، حال مطلوب بر او ظاهر می شود.(نگارستان عجایب و غرایب)
سنگ قمر
در این سنگ لکه زردی است که چون نور ماه افزون گردد.سراسر سنگ را فرا می گیرد و هنگام کاهش پرتو ماه، دوباره کم کم به گونه لکه در می آید.(آثار الباقیه)

سنگ های آدم سان
در حدود مکران ، از سوی کرمان ، کوهی است که آن را پلنگان می خوانند.اگر از آن، کلوخی برگیرند و بشگنند، صورت آدمی پدید می آید که به حالت نشسته یا ایستاده یا خفته است و چون باز همان را باز بشکنند ، دوباره پدید میآید.حتی اگر آن کلوخ را بکوبند وپس از خیس کردن ، بگذارند که گل شود و سپس دگر بار بشکنند، باز هم تصویر یاد شده پدیدار می شود.(جهان نامه)
سنگ شیر آور

استانس دانشمند بزرگ دوره هخامنشی که از او ه گونه «استاد همه مغان» یاد می کردند ، در میان نوشتار های خود به سنگ شیری اشاره کرده که در شیر دار کردن زنان و میش ها بسیار کارآمد ود،همچنین از ویژگی های آرام بخش و بهبود ساز بیماریها به یاری این سنگ شگفت انگیز سخن رانده است.(تاریخ کیش زرتشت، جلد سوم)
کد مطلب: 5041