پایگاه خبری اسنانیوز - پربيننده ترين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل http://asna-alborz.ir/life style Thu, 27 Jul 2017 05:15:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://asna-alborz.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اسنانیوز http://asna-alborz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اسنانیوز آزاد است. Thu, 27 Jul 2017 05:15:12 GMT سبک زندگی 60 مجموعه توصیه‌های اخلاقی رهبر انقلاب در ماه رمضان/پنج: اهمیت استغفار http://asna-alborz.ir/vdcj.hemfuqeoisfzu.html به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز(اسنا)؛ پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ایام ماه مبارک رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر می کند.قال‌اللَّه‌الحکیم فی کتابه: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «و من یعمل سوء أو یظلم نفسه ثمّ یستغفراللَّه یجداللَّه غفوراً رحیماً».در دعایی که در روزهای ماه مبارک رمضان وارد شده است، این‌طور می‌خوانیم که «و هذا شهرالإنابة و هذا شهر التوبة و هذا شهر العتق من النّار». ماه، ماه توبه و استغفار و بازگشت به خداست...استغفار، یعنی طلب مغفرت و آمرزش الهی برای گناهان. این استغفار اگر درست انجام گیرد، باب برکات الهی را به روی انسان باز می‌کند. همه آنچه که یک فرد بشر و یک جامعه انسانی از الطاف الهی احتیاج دارد -تفضّلات الهی، رحمت الهی، نورانیت الهی، هدایت الهی، توفیق از سوی پروردگار، کمک در کارها، فتوح در میدان‌های گوناگون- به‌وسیله گناهانی که ما انجام می‌دهیم، راهش بسته می‌شود. گناه، میان ما و رحمت و تفضّلات الهی، حجاب می‌شود. استغفار، این حجاب را برمی‌دارد و راه رحمت و تفضّل خدا به سوی ما باز می‌شود. این، فایده استغفار است. لذا شما چند جا در آیات قرآن ملاحظه می‌کنید که برای استغفار، فواید دنیوی و گاهی فواید اخروی، مترتّب دانسته شده است. مثلاً: «استغفروا ربّکم ثم توبوا إلیه ... یرسل السّماء علیکم مدرارا» و از این قبیل. همه این‌ها، این‌طور قابل فهم و قابل توجیه است که راه این تفضّلات الهی، به برکت استغفار، به سوی دل و جسم انسان و جامعه انسانی باز می‌شود. لذا استغفار مهم است.**وقتی زمین‌گیر می‌شوید!خودِ استغفار، در واقع جزئی از توبه است. توبه هم یعنی بازگشت به سوی خدا. بنابراین، یکی از ارکان توبه، استغفار است؛ یعنی طلب آمرزش از خدای متعال. این، یکی از نعمت‌های بزرگ الهی است. یعنی خداوند متعال، باب توبه را به روی بندگان باز کرده است، تا آن‌ها بتوانند در راه کمال پیش بروند و گناه زمین‌گیرشان نکند؛ چون گناه، انسان را از اوج اعتلای انسانی ساقط می‌کند. هر کدام از گناهان، ضربه‌ای به روح انسان، صفای انسانی، معنویت و اعتزاز روحی وارد می‌آورند و شفّافیت روح انسان را از بین می‌برند و آن را کدر می‌کنند. گناه، آن جنبه معنویتی را که در انسان است و مایه تمایز انسان با بقیه موجودات این عالم مادّه است، از شفّافیت می‌اندازد و او را به حیوانات و جمادات نزدیک می‌کند.گناهان در زندگی انسان، علاوه بر این جنبه معنوی، عدم موفّقیت‌هایی را نیز به بار می‌آورند. بسیاری از میدان‌های تحرّک بشری وجود دارد که انسان به‌خاطر گناهانی که از او سرزده است، در آن‌ها ناکام می‌شود. این‌ها البته توجیه علمی و فلسفی و روانی هم دارد؛ صرف تعبّد یا بیان الفاظ نیست. چطور می‌شود که گناه، انسان را زمین‌گیر می‌کند؟ مثلاً در جنگ اُحد، به‌خاطر کوتاهی و تقصیر جمعی از مسلمین، پیروزی اوّلیه تبدیل به شکست شد. یعنی مسلمین، اوّل پیروز شدند، ولی بعد کماندارانی که باید در شکاف کوه می‌نشستند و پشت جبهه را نفوذناپذیر می‌کردند، به طمع غنیمت، سنگر خودشان را رها کردند و به‌طرف میدان آمدند و دشمن هم از پشت، آن‌ها را دور زد و با یک شبیخون، حمله‌ای غافلگیرانه کرد و مسلمانان را تار و مار نمود. شکست اُحد، از این جا به‌وجود آمد.در سوره آل‌عمران، شاید ده، دوازده آیه و یا بیشتر، راجع به همین قضیه شکست است. چون مسلمانان از نظر روحی به‌شدّت متلاطم و ناآرام بودند و این شکست برایشان خیلی سنگین تمام شده بود، آیات قرآن هم آرامششان می‌داد، هم هدایتشان می‌کرد و هم به آن‌ها تفهیم می‌نمود که چه شد شما این شکست را متحمّل شدید و این حادثه از کجا آمد. بعد به این آیه شریفه می‌رسد که می‌فرماید: «إنّ الذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان إنّما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا». یعنی این که دیدید عدّه‌ای از شما در جنگ اُحد، پشت به دشمن کردند و تن به شکست دادند، مسأله این‌ها از قبل زمینه‌سازی شده بود. این‌ها اشکال درونی داشتند. شیطان این‌ها را به کمک کارهایی که قبلاً کرده بودند، به لغزش وادار کرد. یعنی گناهان قبلی، اثرش را در جبهه ظاهر می‌کند؛ در جبهه نظامی، در جبهه سیاسی، در مقابله با دشمن، در کار سازندگی، در کار تعلیم و تربیت، آن جایی که استقامت لازم است، آن جایی که فهم و درک دقیق لازم است، آن جایی که انسان باید مثل فولاد بتواند ببرّد و پیش برود و موانع جلوِ او را نگیرد. البته گناهانی که توبه نصوح و استغفار حقیقی از آن‌ها حاصل نشده باشد. در همین سوره، آیه دیگری هست که آن هم به صورت دیگری، همین معنا را بیان می‌کند.قرآن می‌خواهد بگوید، تعجّبی ندارد که شما شکست خوردید و در جبهه جنگ، برایتان مشکلی پیش‌آمد. از این قبیل مسائل پیش می‌آصید و قبلاً هم پیش آمده است. می‌فرماید: «و کأین من نبیّ قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما ‌أصابهم فی سبیل اللَّه و ما ضعفوا و مااستکانوا». یعنی چه خبر است؟ شما از این که در جنگ اُحد، شکستی برایتان پیش آمده است و عدّه‌ای کشته شده‌اند، همه متلاطم و ناراحت شده‌اید و بعضی‌ها احساس ضعف و یأس می‌کنید. نه؛ برای پیامبران قبلی هم در میدان جنگ حوادثی پیش می‌آمد که به‌خاطر آنچه که پیش می‌آمد، احساس ضعف و سستی نمی‌کردند. بعد می‌فرماید: «و ما کان قولهم إلّا أن قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی أمرنا». یعنی در گذشته، وقتی اصحاب و حواریون پیامبران در جنگ‌ها و حوادث گوناگون دچار مصیبتی می‌شدند، روی دعا به جانب پروردگار می‌نمودند و عرض می‌کردند: «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی‌امرنا»؛ خدایا! گناهان و زیاده‌روی‌ها و بی‌توجّهی‌هایی را که در کار خودمان کردیم، بیامرز. این، در واقع نشان می‌دهد که حادثه و مصیبت، از آنچه که خود شما با گناهان فراهم کردید، ناشی می‌شود. این، مسأله گناهان است.** اثر گناه و راه بازگشتپس ببینید! گناهانی که انسان انجام می‌دهد، این تخلّف‌های گوناگون، این کارهایی که ناشی از شهوترانی و دنیاطلبی و طمع‌ورزی و حرص ورزیدن به مال دنیا و چسبیدن به مقام دنیا و بخل نسبت به دارایی‌های موجود در دست آدمی و نیز حسد و حرص و غضب است، به‌طور قطعی دو اثر در وجود انسان می‌گذارد: یک اثر، معنوی است که روح را از روحانیت می‌اندازد، از نورانیت خارج می‌کند؛ معنویت را در انسان ضعیف می‌کند و راه رحمت الهی را بر انسان می‌بندد. اثر دیگر این است که در صحنه مبارزات اجتماعی، آن جایی که حرکت زندگی احتیاج به پشتکار و مقاومت و نشان دادن اقتدار اراده انسان دارد، این گناهان گریبان انسان را می‌گیرد و اگر عامل دیگری نباشد که این ضعف را جبران کند، انسان را از پا درمی‌آورد. البته گاهی ممکن است عامل‌های دیگری مثل یک صفت و یا کار خوب در انسان باشد که جبران کند. بحث بر سر آن موارد نیست؛ اما گناه، فی‌نفسه اثرش این است.آن‌وقت، خدای متعال نعمت بزرگی به انسان داده که نعمت مغفرت است و فرموده است اگر شما از این کاری که کردید -که اثر این کار باید بماند- پشیمان شدید، باب توبه و استغفار باز است. شما با گناهی که مرتکب می‌شوید، مثل این است که زخمی به بدن خودتان زده و میکروبی را وارد بدنتان کرده باشید؛ بیماری اجتناب‌ناپذیر است. اگر می‌خواهید اثر این زخم و این بیماری و این ضربه، در وجود شما از بین برود، خدای متعال بابی باز کرده و آن باب توبه و استغفار و انابه و بازگشت به خداست. اگر برگردید، خدای متعال جبران خواهد کرد. این، نعمت بزرگی است که خدای متعال به ما داده است.در دعای وداع ماه مبارک رمضان -که دعای چهل‌وپنجم صحیفه سجادیه است- امام سجّاد علیه‌الصّلاةوالسّلام به ذات مقدّس ربوبی عرض می‌کند: «أنت الّذی فتحت لعبادک باباً إلی عفوک»؛ تو آن کسی هستی که به روی بندگانت، دری به عفو خودت باز کردی. «و سمیته التوبة»؛ و اسم آن باب را باب توبه گذاشتی. «و جعلت علی ذلک الباب دلیلاً من وحیک لئلا یضلّوا عنه»؛ و یک راهنما هم از قرآن و وحی برای این در گذاشتی تا بندگان تو این در را گم نکنند. بعد از جملاتی می‌فرماید: «فما عذر من اغفل دخول ذلک المنزل بعد فتح الباب و إقامة الدلیل»؛ انسان، دیگر عذرش چیست که از این درِ گشوده و از این مغفرت الهی، استفاده نکند! راه مغفرت الهی هم، استغفار -یعنی طلب مغفرت- است. از خدا باید مغفرت را بخواهید.حدیثی از نبیّ مکرّم اسلام دیدم که ایشان فرموده‌اند: «إن‌اللَّه تعالی یغفر للمذنبین إلّا من لایرید أن یغفر له». یک روز، پیامبر به اصحابش این‌طور فرمود که خدای متعال گناهکاران را می‌آمرزد؛ مگر آن کسی را که خواسته نیامرزد. بعد اصحاب سؤال می‌کردند: «قالوا یا رسول‌اللَّه من الذی یرید أن لایغفر له»؛ آن کسی که خدای متعال می‌خواهد او را نیامرزد، کیست؟ «قال من لایستغفر»؛ آن کسی که استغفار نمی‌کند. پس، استغفار کلید درِ توبه و مغفرت است. با استغفار، می‌شود آمرزش الهی را به‌دست آورد. استغفار، این قدر اهمیت دارد. استغفار، یعنی طلب مغفرت از خدا. ]]> سبک زندگی Mon, 22 Jun 2015 15:13:25 GMT http://asna-alborz.ir/vdcj.hemfuqeoisfzu.html با این ترفندها برای جلوگیری از گرسنگی معده تان را سرگرم کنید! http://asna-alborz.ir/vdcc.sq4a2bqmpla82.html به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز ( اسنا )، تیرنگ نیستانی متخصص تغذیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی  گفت:از آنجا که یکی از نکات بسیار مهم در ماه مبارک رمضان توجه به تغذیه مناسب و به اندازه است، بنابراین با توجه به اینکه بدن انسان بسته به شرایط فصلی ساعاتی را در گرسنگی و بی غذایی به سر می برد لازم است که در فواصل بین افطار و سحر مواد مغذی مورد نیاز را به مقدار مناسب تامین کند. افراد روزه‌دار می‌بایست وعده افطاری خود را با مایع مغذی و گرم مانند شیر و حجم کمی از نان و نیزغلات، پنیر، گردو و سبزی و سوپ‌های نرم شروع کنند. همچنین جداسازی زمان افطار تا وعده شام از آنجا که روزه‌داران در ماه رمضان و روزهای گرم از وعده افطار تا شام با فواصل زمانی کم رو‌به‌رو می‌شوند پس مصرف غذای سبک به عنوان وعده شام یا افطار حاوی سبزی ها، پروتئین و غلات و یک میان وعده کوتاه قبل از خواب به عنوان شام باید در تغذیه آنان گنجانده شود که در آن ترکیبی از سبزی ها و میوه‌ ها مصرف می‌شود.  نیستانی افزود: از خوردن غذاهای شور در ماه مبارک رمضان خودداری کنید چرا که نمک زیاد، نیاز بدن به آب را تشدید می کند. در این ماه از خوردن ترشی یا غذاهای پرنمک و پرادویه پرهیز کنید. می توانید برای هرچه طعم دار شدن غذا چند قطره لیمو به غذایتان اضافه کرده و نوش جان کنید. وی با بیان اینکه مصرف موادغذایی حاوی مقادیر زیاد نمک، شکر و چربی نیز عطش را زیاد می کند اظهار داشت:میوه های سرشار از فیبر مانند سیب،شلیل و هلو توانایی نگه داری آب را دارند که این آب در طول گذر مواد غذایی در روده بزرگ به تدریج جذب بدن می شود که در کاهش تشنگی موثر هستند. نیستانی توصیه کرد:به کارگیری تمامی گروه‌های غذایی در وعده سحر، افطار و شام می‌تواند تأثیر بسزایی در تغذیه بدن افراد روزه‌دار داشته باشد.گنجاندن گروه غذایی غلات مانند نان، سیب‌زمینی، ماکارونی، مواد نشاسته‌ای و غذاهای تهیه شده از گوشت کم چرب مانند سفید و قرمز بی‌چربی و کم‌چربی در تغذیه ماه رمضان از اهمیت خاصی برای تغذیه روزه‌داران برخوردار است. چون پروتئین بیشتر بدن از گوشت و غلات تأمین می‌شود و گروه میوه، سبزی و لبنیات نیز می‌بایست کم‌چرب استفاده شود زیرا در غیر این صورت اختلال هاضمه ایجاد می‌کند. ]]> سبک زندگی Tue, 07 Jun 2016 09:12:17 GMT http://asna-alborz.ir/vdcc.sq4a2bqmpla82.html عشق شما از چه نوعی است، دلبستگی یا وابستگی؟ + علامت‌های تشخیص http://asna-alborz.ir/vdcb.zb9urhbw0iupr.html به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز ( اسنا )، بسیاری از جوانان امروز به دنبال تجربه یک عشق شیرین و بی دردسر هستند تاجایی که حاضرند قید ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را بزنند، اما تن به ازدواج بدون عشق ندهند، با این وجود خیلی از دختران و پسران در جستجوی عشق واقعی گاه از مسیر اصلی گمراه می شوند. اکثر زندگی های امروزی زوجین، دیگر شوق و ذوق زندگی های گذشته را ندارد و مشغله های کاری و خانوادگی بهانه هایی است که دونفر برای این موضوع مطرح می کنند، اما واقعا کجای کار می لنگد، مگر می شود دیگر خبری از عشق لیلی ها و مجنون ها در دنیا نباشد؟ هرچند که علیرغم این موضوع بازهم برخی زوجین عشق خود را برترین و بی سابقه ترین عشق می دانند اما باور متخصصان چیز دیگری است به عقیده آنها زندگی های مشترک رنگ و بوی خود را به دلیل عدم شناخت کافی و تعریف درست عشق از دست داده اند و در صورتی که عشق واقعی انتخاب دیگر شاهد افزایش آمار طلاق های مختلفی همچون سفید یا توافقی نخواهیم بود.  مجذوب شدن به چه قیمتی؟علی باجلان متخصص روانشناسی و مشاور خانواده در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به دلبستگی و وابستگی بعنوان دونوع متفاوت ازعشق اظهار داشت: متاسفانه مردم دلبستگی و وابستگی را به یک معنا می دانند در صورتی که دو مقوله کاملا متفاوت با یکدیگر هستند. وی درباره دو تعریف متفاوت وابستگی و دلبستگی افزود: وقتی فردی آنقدر مجذوب کسی یا چیزی باشد که بدون آن نتواند به زندگی خود ادامه دهد به وابستگی تعبیر می شود اما دلبستگی یک پیوند یا احساس عاطفی است و متاسفانه بسیاری از زوجین عشق را از نوع وابستگی می خوانند. به گفته این مشاور خانواده ، برای دلبسته شدن (از آگاهی و شناخت گرفته تا درک درست از باورها و افکار عشق) باید مدت زمان طولانی صرف شود اما وابستگی به سرعت اتفاق می افتد (که منطقی و عاقلانه نیست).  با این رفتار عشقتان فرار می کند باجلان با اشاره به نشانه هایی که می توان دلبستگی یا وابستگی دو نفر به یکدیگر را تشخیص داد، گفت: بسیاری از جوانان در اوایل ازدواج، مدام یکدیگر را زیر ذره بین دارند و بعنوان مثال اگر همسرشان به جنس مخالف نگاه کند یا حتی حرفی بزند به شدت ناراحت می شوند، درواقع این مدیریت وکنترل در مراحل مقدماتی یک رابطه برای استحکام و پایبندی بیشتر به زندگی صورت می گیرد. وی ادامه داد: فردی که بیش از حد طرف مقابلش را کنترل و محدود می کند یعنی به جای دلبستگی دچار وابستگی شده است. این متخصص روانشناسی درباره نشانه دوم این امر اظهار داشت: برخی از افراد صرفا برای اینکه دائم عشقشان را نزد خود نگه دارند حاضر به انجام هرکار منطقی، غیرمنطقی و دادن باج های مختلف هستند، این مسئله در فرهنگ ما متاسفانه به عشق تعبیر می شود درحالی که از نظر ما رفتارهای بیمارگون است.عشقی که برای فرار از تنهایی انتخاب می شود این مشاور خانواده بیان کرد: معمولا کسانی که وابسته هستند هیچ کاری را به تنهایی انجام نداده و برای تمام تصمیم گیری های زندگی خود از طرف مقابلشان نظرخواهی می کنند البته مشورت کردن جزو این امور محسوب نمی شود، از طرفی این گونه افراد، ناراحتی خود را از مسئله یا رفتاری بروز نمی دهند چون تصورشان بر این است که طرف مقابل آنها را به سادگی کنار می گذارد. وی با بیان اینکه چنین رفتاری آگاهانه و ارزش مدار نیست، ادامه داد: درواقع فرد در وابستگی، تمام کارها و انتخاباتش از روی اجبار است در حالیکه این رفتار در دلبستگی کاملا با اختیار انجام می شود. باجلان بیان کرد: افراد وابسته معمولا هیچ استقلال شخصی ندارند و نمی دانند با چه هدفی از کجا آمده و به کجا می روند. عذرخواهی مداوم، اشتباهی به بزرگی نابودی زندگی باجلان گردن گرفتن تمام تقصیرها و مشکلات را در یک رابطه دو نفره، نشان دیگری از وابستگی دانست و عنوان کرد: هرچند که مقصر دانستن خود و عذرخواهی کردن مداوم از جانب یک فرد در تمام مشکلات کاری اشتباه است اما متاسفانه برای حفظ رابطه توسط یکی از زوجین بسیار دیده می شود. به اعتقاد وی، علیرغم رفتار وابسته گونه، هنگام بروز یک مشکل در رابطه، هر دونفر باید به سهم خود مقصر شناخته شوند و از یکدیگر عذرخواهی کنند و اگر تنها یک نفر پیش زمینه آشتی و گردن گرفتن دعوا را برعهده گیرد، اشتباه است. این متخصص روانشناسی اعلام کرد: در روابط عاشقانه از نوع وابستگی همواره ترس از دست دادن طرف مقابل وجود دارد و این رفتار باعث می شود افراد از خیلی رفتارها و اعتقادات خود به نفع دیگری دست بکشند. به گفته وی، همچنین کسانی که وابسته هستند در اتفاقات عکس العملهای تکانشی (زود از کوره در می روند) از خود نشان می دهند که بعد از آن هم به زودی پشیمان می شوند.  کلید یک زندگی پایدار در دستان این نوع عشق باجلان با اشاره به مراجعان خود اعلام کرد: متاسفانه بیشتر روابط عاشقانه بین زوجین از نوع وابستگی است چرا که آموزشهای لازم در این خصوص به جوانان داده نشده و آنها به حفظ ارزش ها و استقلالشان مسلط نیستند. درواقع معمولا فرهنگهای جمع گرا مانند فرهنگ ما به وابستگی تاکید دارد. این روانشناس با تاکید بر عشق از نوع دلبستگی و اینکه دلبستگی یکی از ارکان مهم زندگی مشترک است، یادآور شد: زوجین در این نوع عشق علاوه بر شناخت کامل یکدیگر، رابطه احساسی دو نفره دارند که متاسفانه بین زوجین امروزی این امر کمتردیده می شود و از همین روی آمارهای طلاق و خیانت بالا رفته است. وی افزود: وقتی عشق از نوع دلبستگی نباشد، افراد گمراه شده و به امید یافتن عشق واقعی وارد رابطه های مختلف می شوند در صورتی که لذت تجربه دلبستگی در هیچ رفتار و رابطه دیگری قابل مشاهده نیست. بنابراین خلاف تمام موارد مطرح شده به دلبستگی تعبیر می شود و می تواند زمینه ساز زندگی پایدار و محکم باشد. گزارش از محیامعصومی/باشگاه خبرنگاران انتهای پیام/ ]]> سبک زندگی Sat, 22 Oct 2016 06:52:35 GMT http://asna-alborz.ir/vdcb.zb9urhbw0iupr.html مجموعه توصیه‌های اخلاقی رهبر انقلاب در ماه رمضان/دو: فصل خودسازی http://asna-alborz.ir/vdcj.memfuqeoosfzu.html به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز(اسنا)؛ پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ایام ماه مبارک رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر می کند.**مثل ماده خام...ما همان ماده خام هستیم که‌ اگر روی خودمان کار کردیم و توانستیم این ماده خام رابه شکل‌های برتر تبدیل کنیم، آن کار لازم در زندگی را انجام داده‌ایم. هدفِ حیات همین است. وای به حال کسانی که روی خودشان از لحاظ علم و عمل کاری نکنند و همان‌طور که وارد دنیا شدند، به اضافه پوسیدگی‌ها و ضایعات و خرابی‌ها و فسادها که در طول زندگی برای انسان پیش می‌آید، از این دنیا بروند. مؤمن باید به‌طور دائم روی خودش کار کند؛ به‌طور دائم. نه این‌که خیال کنید «به‌طور دائم» زیادی است یا نمی‌شود؛ نه. هم می‌شود، هم زیادی نیست. اگر کسی مراقب خود باشد؛ مواظب باشد کارهای ممنوع و کارهایی را که خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جدیت بپیماید، موفّق می‌شود. این، همان خودسازی دائمی است و برنامه اسلام، متناسب با همین خودسازیِ به‌طور دائم است. این نماز پنجگانه -پنج وقت نماز خواندن- ذکر گفتن؛ «ایاک‌نعبدوایاک‌نستعین» را تکرار کردن؛ رکوع کردن؛ به خاک افتادن و خدای متعال را تسبیح و تحمید و تهلیل کردن برای چیست؟ برای این است که انسان به‌طور دائم مشغول خودسازی باشد. منتها گرفتاری‌ها زیاد است و همه گرفتاریم. گرفتاری زندگی؛ گرفتاری معاش؛ گرفتاری امور شخصی؛ گرفتاری اهل و اولاد و انواع گرفتاری‌ها مانع می‌شود که ما به خودمان، آنچنان که شایسته است، برسیم. لذا یک ماه رمضان را که خدای متعال قرار داده است، فرصت مغتنمی است. این ماه را از دست ندهید. مقصودم این است که اگر نمی توانیم به‌طور دائم در حال مراقبت و ساخت‌وساز خودمان باشیم، اقلاًّ ماه رمضان را مغتنم بشماریم.شرایط هم در ماه رمضان آماده است. یکی از بزرگترین شرایط، همین روزه‌ای است که شما می‌گیرید. این، یکی از بزرگترین توفیقات الهی است. توفیق یعنی چه؟ توفیق یعنی این‌که خدای متعال چیزی را برای انسان، مناسب بیاورد. با واجب کردن روزه، خدای متعال زمینه مناسبی را برای من و شما به‌وجود آورده است که قدری در این ماه به خودمان برسیم. روزه، نعمت بزرگی است. شکم خالی است و مبارزه با نفس، تا حدودی در اثنای روز، از جهات مختلف وجود دارد: هرچه را دوست دارید، نمی‌خورید و نمی‌آشامید و بسیاری از مشتهیات نفسانی را برای خودتان به مدت چند ساعت ممنوع می‌کنید. این، یک مبارزه با نفس است؛ مبارزه با هواست و مبارزه با هوی، در رأس تمام کارهای نیک و خودسازی‌ها قرار دارد.**طبیب خود باش!ماه رمضان زمینه بسیار خوبی است و خدای متعال این فرصت را به من و شما داده که در این ماه، چنین امکانی را برای خودسازی پیدا کنیم. علاوه براین‌که ساعات این ماه بسیار با برکت است و خدای متعال، از لحاظ طبیعی این لحظات و ساعات را این‌گونه قرار داده است، ساعات بسیار مغتنمی هم هست. یک رکعت نماز شما؛ یک کلمه ذکر «سبحان اللَّه» شما؛ مختصر صدقه دادن شما و یک صله رحم کوچکی که در این ماه بکنید، مزیتی چند برابر بیشتر از همین امور، وقتی در غیر ماه رمضان انجام می‌شود، دارد. این، فرصت بسیار خوبی است. زمینه خوبی است که انسان در این ماه به خودش برسد. مثل طبیبی که با فردی بیمار مواجه است و آن بیمار به امراض متعدّدی مبتلاست -مرض قند دارد، فشار خون دارد، چربی خون دارد، استخوان درد دارد، رماتیسم دارد، زخم معده دارد و خلاصه انواع و اقسام مرض در او هست- طبیب حاذق که امراض او را می‌شناسد و راه علاجش را بلد است، با این بیمار چه کار می‌کند؟ اوّل سعی می‌کند بیماری‌های او را روی کاغذ بیاورد و ببیند به چه امراضی مبتلاست. اگر طبیب، بعضی از بیماری‌های او را نشناسد و برای علاج بیماری دوایی بدهد که با بیماری دیگر ناسازگار باشد، ممکن است به جای این‌که او را علاج کند، بیچاره را به بیماری‌های دیگری هم متبلا سازد! ... پس اوّل باید با دقّت نگاه کند؛ دلسوزانه بیماری‌ها را پیدا کند و آن‌ها را بنویسد؛ بعد ببیند کدام مهم‌تر است، کدام فوتی‌تر است و کدام اصولی‌تر است. فرض بفرمایید اگر کسی معده ناراحتی دارد، هر دوایی به او بدهند نمی‌تواند به‌خوبی آن را جذب کند. یا اگر روده خرابی دارد، هر غذای مقوّی‌ای بدهند و از آن بهره ببرد، نمی‌تواند استفاده کند. راهش این است اوّل آن مرضی را که از بقیه بیماری‌ها تأثیر منفی‌اش بیشتر است و اگر خوب بشود تأثیر مثبت شفایش بیشتر است، پیدا کنند.شما طبیب خودتان بشوید، برادر عزیز! هیچ‌کس مثل خود انسان نمی‌تواند بیماری‌های خودش را بشناسد. برخی بیماری‌ها در انسان هست که اگر مثلاً شما به من بگویید «تو دچار این بیماری هستی»، عصبانی می‌شوم و بدم می‌آید. بگویند: «آقا، شما مرد حسودی هستید.» مگر کسی تحمّل می‌کند که به او بگویند «حسود»؟ می‌گوید: «حسود خودت هستی! چرا اهانت می‌کنی؟ چرا بی‌خود می‌گویی؟» از دیگری حاضر نیستیم قبول کنیم. اما به خودمان که مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم بله؛ ما متأسفانه از این بیماری‌ها داریم. سرِ هرکس را انسان کلاه بگذارد؛ از هرکس که پنهان کند، با خودش که دیگر نمی‌تواند! پس بهترین کسی که می‌تواند بیماری ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم. بیاورید روی کاغذ! بنویسید: «حسد» بنویسید: «بخل» بنویسد: «بدخواهی برای دیگران. وقتی کسی به خیری می‌رسد، ما ناراحت می‌شویم!» بنویسید: «تنبلی در کار» بنویسد: «روح بدبینی به نیکان و صالحان» بنویسید: «بی‌اعتنایی به وظایف» بنویسید: «علاقه به خود. شدیداً به خودمان علاقه داریم!»اگر بیماری‌های ما این‌هاست، این‌ها را روی کاغذ بیاوریم. ماه رمضان فرصتی است که یکی‌یکی این بیماری‌ها را تا آن‌جایی که بشود، برطرف کنیم. اگر برطرف نکنیم، این بیماری‌ها مهلک خواهد شد؛ هلاک معنوی و واقعی. هلاک جسمی که چیزی نیست! اگر بیماری مهلکی در ما باشد یا احتمالش را بدهند، چقدر دستپاچه می‌شویم؟ شب خوابمان نمی‌برد. بهترین دکترها را پیدا می‌کنیم، می‌گوییم: «نکند این غدّه‌ای که در بدن من است، در دست من است، زیر پوست من است، سرطان باشد!» از تصوّرش کلّی وحشت می‌کنیم. آخرش چه؟ آخرش مردن است. حالا نشد، یک سال دیگر است، دو سال دیگر است، ده سال دیگر است. به قول نظامی گنجوی:«اگر صد سال مانی وَر یکی روز/ بباید رفت از این کاخ دل‌افروز.»ماندنی که نیستیم. چند صباحی، کمی این‌ور، کمی آن‌ور، تمام خواهد شد. هلاکت جسمانی این است و این‌قدر از آن می‌ترسیم. هلاکت معنوی، یعنی برای ابد دچار خذلان و عذاب الهی شدن. یعنی در زندگی جاودان ابدی، از همه نعمت‌ها و لذّت‌ها و چشم‌روشنی‌هایی که خداوند برای من و شما معین و مقرّر کرده محروم ماندن. انسان به قیامت نگاه کند و ببیند خدای متعال به بعضی از بندگانش -همین افرادی که با آن‌ها معاشریم و آن‌ها را در کوچه و محلّه می‌بینیم؛ به همکار اداری، به دوست دوران تحصیل، یا به یک رفیق بگو بشنو- برای برخی کارها و مجاهداتی که در این دنیا داشته‌اند، مقامات عالی می‌دهد؛ آن‌ها را به بهشت می‌برد؛ از عذاب دورشان می‌دارد و از عقبات قیامت، نجاتشان می‌دهد؛ و ما به‌خاطر تنبلی، به‌خاطر نرسیدن به خود و به‌خاطر یک لحظه غفلت، از همه آن‌ها محروم مانده‌ایم! آن وقت است که حسرت گریبان انسان را می‌گیرد: «و انذرهم یوم‌الحسرة إذ قضی الأمر». کار هم دیگر از کار گذشته است و حسرت هم فایده‌ای ندارد. این، هلاکت معنوی است.برادران و خواهران! اگر به خودمان نرسیم، بدبختی است؛ روسیاهی است؛ محرومیت است؛ از چشم خدا افتادن است؛ از مقامات معنوی دور ماندن و از نعیم ابدی الهی، تهیدست ماندن است. پس باید به خودمان برسیم. ماه رمضان فرصت خوبی است. کتاب‌های اخلاق هم خوشبختانه در اختیار هست. لکن آن چیزی که آدم از مجموع می‌فهمد و آنچه مهمّ است، این است که انسان بتواند هوا و هوسِ خود را کنترل و مهار کند. این، اساس قضیه است.**قدم اول: اخلاصیکی از ویژگی‌ها که بسیار مهمّ است تا برای خودسازی به آن توجّه کنیم و شاید جنبه تقدّمی هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از کار را خالص انجام دادن و این‌که کاری را مغشوش انجام ندهیم. گاهی هست که کسی عبادت نمی‌کند و گاهی عبادت می‌کند اما مغشوش و ناخالص. این هم مثل آن است. خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است که برای خدا باشد. در بین مردم، متأسّفانه خیلی رایج است که کارهای خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند. کانّه توجّه ندارند که نباید کار نیک را به زبان آورد و گفت که ما می‌خواهیم این کار را بکنیم یا ما این کارها را می‌کنیم. البته برخی جاها استثناست. در جاهایی، بعضی از کارها باید در علن انجام گیرد. در روایات در باب صدقه، آمده است که «صدقه سِرّ» این ثواب را دارد و «صدقه عَلانیه» این ثواب را. یا مثلاً عبادات گروهی، جلوی چشم مردم انجام می‌گیرد و باید انجام گیرد؛ و این از شعائر الهی است. اما بسیاری از عبادات یا اغلب عبادات، آن روابطی که بین خود انسان و خداست -ذکر، توجّه، دعا، نافله، شب‌زنده‌داری، سحرخیزی، احسان و کارهای نیک- باید بین خود انسان و خدا بماند. مبادا انسان به‌خاطر این‌که دیگران ببینند، کاری را انجام دهد! کاری که انسان به‌خاطر توجّه دیگران به خودش انجام دهد، از نکردن آن کار بدتر است؛ زیرا نکردن کار، یعنی انسان کاری را انجام نمی‌دهد. کاری که انسان برای جلب توجّه دیگران نسبت به خودش انجام داده، کَاَنّه انجام نداده است. البته بدتر بودنش هم از این جهت است که عمل شرک‌آلودی انجام داده و این عمل شرک‌آلود، فعل حرام است و دور کننده است. بنابراین همه‌مان در هرجا و در هر موقعیتی که هستیم، باید خیلی تلاش کنیم که کار را خالص انجام دهیم.اگر کار برای خدا انجام گیرد و نیت برای خدا خالص باشد، اشکالاتی که معمولاً در کارها مشاهده می‌شود، پیش نخواهد آمد. ما وقتی مصالح واقعی را فدای حرف این و آن می‌کنیم که بخواهیم کار را برای این و آن انجام دهیم. انسان وقتی کار را برای خدا می‌خواهد انجام دهد، فقط نگاه می‌کند ببیند تکلیفش چیست؟ نگاه نمی‌کند که یکی خوشش می‌آید، یکی بدش می‌آید؛ پیش چه کسی آبرو پیدا می‌کند و پیش دیگری از آبرو می‌افتد. امروز در جمهوری اسلامی، در همه شؤون، کار برای خدا ساری و جاری است. هرکس در این کشور و این نظام، هر کاری که انجام می‌دهد، می‌تواند آن را برای خدا انجام دهد و از آن اجر و ثواب و بهره معنوی را ببرد و پیش خدا خودش را روسفید کند.**حقیقت اخلاصاز پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه‌وسلامه‌علیه نقل شده است که فرمود: «إن لکلّ حق حقیقتاً» هر چیزی دارای حقیقتی است و یک روح و یک معنا و یک حقیقت دارد. «و ما بلغ عبد حقیقة الاخلاص.» بنده به حقیقتِ اخلاص و به آن معنای حقیقی اخلاص نمی‌رسد، «حتّی لایحبّ أن یحمد علی شی‌ء من عمل للَّه.» (این خیلی سخت است؛ این، مرتبه‌اش از آن مراتبِ بسیار بالاست) مگر این‌که دوست نداشته باشد که مردم او را برای هیچ یک از کارهایی که برای خدا انجام می‌دهد، ستایش کنند. مثلاً فردی است که کار را برای دیگران انجام نمی‌دهد: برای خاطر خدا نماز می‌خواند، ختم قرآن می‌گیرد، کار خیری انجام می‌دهد، احسان و کمک و صدقه‌ای می‌دهد و مجاهدتی برای خدا می‌کند. اما دوست می‌دارد که مردم بگویند: «ایشان چقدر آدم خوبی است.» کارش را برای مردم نکرده است. کار را برای خدا انجام داده و تمام شده؛ اما از مدح مردم و از این‌که مردم از او تعریف کنند، خوشش می‌آید. می‌فرماید این، آن مرتبه عالی اخلاص نیست. مرتبه عالی اخلاص این است که این را هم دوست نداشته باشد. اصلاً کاری به کار مردم نداشته باشد! می‌خواهند بدانند، می‌خواهد ندانند. می‌خواهد خوششان بیاید، می‌خواهد خوششان نیاید. نگاه کند ببیند خدا از او چه خواسته است و دقیقاً آن را انجام دهد.من، این صفت و این روحیه را در امام رضوان‌اللَّه‌تعالی‌علیه، در بسیاری از موارد مشاهده کردم. در موارد متعدّدی، بنده این خصوصیت را در ایشان دیده بودم. کاری نداشت که کسی خوشش می‌آید یا خوشش نمی‌آید. تکلیفش را انجام می‌داد. وقتی‌که بار سنگین است؛ وقتی‌که کار بزرگ است؛ وقتی‌که کار خطرناک است، اخلاص بیشتر به‌کار می‌آید. مثل امروز که وضع جمهوری اسلامی این چنین است.**سه امتیاز مخلَصیناگر ما اخلاص ورزیدیم، بنده مخلص می‌شویم؛ اخلاص‌ورزنده برای خدا در عمل و نیت. اما فراتر از بنده مخلص، بندگانِ مخلَص‌اند. مرحوم سید بحرالعلوم رضوان‌اللَّه‌تعالی‌علیه در رساله‌ای که در سیر و سلوک به ایشان منسوب است، بین مُخلِص و مُخلَص فرق می‌گذارد. می‌گوید مُخلِص کسی است که عملی را فقط برای خدا انجام می‌دهد و کاری به کار دیگران ندارد. اما مُخلَص آن است که همه وجود خود را خالصاً و مخلصاً برای خدا قرار می‌دهد. همه هستی او فقط برای خداست. این، مرتبه بسیار والایی است که واقعاً دور از دسترس است. اما به‌نظر بنده، در این دوران، به‌خصوص جوانان و کسانی که در میدان‌های عمل و مبارزه و جهاد واردند، می‌توانند به این مرتبه هم برسند. البته برای امثال ما مشکل و خیلی دشوار است. ما خیلی دوریم! امّا جوانان و به‌خصوص جوانان مؤمن و پاک و خالص، با آن دل‌های روشن و پاکی که دارند، می‌توانند به این‌جا برسند. البته رساله مذکور، منسوب به مرحوم بحرالعلوم است و قطعی نیست که مال ایشان باشد. بعد می‌فرماید: خدای متعال به این مُخلَصین سه وعده داده است؛ سه امتیاز بزرگ. یکی این است که فرموده است: «فانهم لمحضرون إلّا عباداللَّه المخلصین» یعنی در قیامت، همه مردم در محشر حاضر می‌شوند و مورد محاسبه الهی قرار می‌گیرند، مگر بندگان مخلَص که آن‌ها معافند. آن‌ها چون ذرّه ذرّه اعمال و انفاس و حرکاتشان برای خدا بوده است، لذا از این‌که در این عرصه از عرصه حشر آفاقی وارد شوند و مورد سؤال قرار گیرند، معافند.امتیاز دوم این است که می‌فرماید: «و ما تجزون إلا ما کنتم تعملون إلا عباداللَّه المخلصین». همه مردم، پاداش متناسب با عمل کاری را که انجام داده‌اند می‌گیرند، مگر بندگان مخلَصِ خدا. این‌ها عملشان و پاداششان متناسب نیست. عملشان هرچه که باشد، پاداش آن‌ها بی‌نهایت است؛ زیرا این وجود متعلّق به خدا، برای خدا و سرتا پا در خدمت اهداف الهی است. او، همه وجودش برای خدا خالص شده است. روایتی را دیدم -البته سند این روایات را فرصت نمی‌کنم نگاه کنم و نمی‌دانم سندش چگونه است- که مضمونش این بود که خدای متعال می‌گوید: «اگر به بنده مُخلِص یا مُخلَص، همه دنیا را هم بدهم، حق او ادا نشده است.» بنابراین، جزای او متناسب با عملی که انجام می‌دهد، نیست. یک نماز او برابر هزاران نمازی است که بندگان خوب خدا بخوانند.امتیاز سوم که از همه این‌ها بالاتر است، این است که «سبحان اللَّه عما یصفون إلا عباداللَّه المخلصین» یعنی خدای متعال از آنچه که بندگان او توصیف کنند، منزّه است؛ مگر از آنچه که بندگان مُخلَص توصیف کنند. یعنی آن‌ها می‌توانند حقِ‌ّ توصیف الهی را ادا کنند. بندگان دیگر، کمتر و کوچکتر از این هستند؛ و هرچه در باب پروردگار عالم بگویند «ما عرفناک حقّ معرفتک.» اوصاف خدا از زبان انسان‌ها، ناقص و نارساست؛ مگر از ناحیه بندگان مخلَص. آن‌ها می‌توانند خدای متعال را کَما هُوَ حَقُّه توصیف کنند. و لذاست که انسان اگر خود را به دعاهایی که از ائمّه علیهم‌السّلام، مأثور است، اُنس بدهد و مرتبط کند، امید این هست که توانسته باشد با خدای متعال، درست مناجات کند و چنان که شایسته الهی است، با او حرف بزند. ]]> سبک زندگی Fri, 19 Jun 2015 10:45:00 GMT http://asna-alborz.ir/vdcj.memfuqeoosfzu.html روزه‌‌داری حس همدلی را افزایش می‌دهد http://asna-alborz.ir/vdcj.temfuqeovsfzu.html به گزارش شبکه خبر دانشجویان البرز(اسنا)؛ به نقل از فارس، سیما فردوسی، روانشناس با اشاره به فواید روزه‌داری از منظر روانشناختی، اظهار داشت: فرایض دینی در رشد و تعالی انسان تأثیر بسزایی دارد و می‌تواند فرد را به خصایص رده بالای انسانی برساند.وی با بیان اینکه «روزه» یکی از فرایض دینی شناخته شده در رشد و تعالی افراد است، گفت: یکی از فواید روزه‌داری تقویت اراده است که برای سلامت روان افراد ضرورت دارد وقتی فرد از سحر تا افطار چیزی نمی‌خورد و نمی‌آشامد می‌تواند با کنترل سائق‌های فیزیولوژیکی خود اراده‌اش را قوی کند.فردوسی افزود: تقویت اراده برای تصمیم‌گیری در امور و موفقیت در کارها ضروری است و این مهم می‌تواند با روزه‌داری ایجاد و تقویت شود.این متخصص حوزه بهداشت روان تصریح کرد: یکی دیگر از فواید روزه‌داری درک مستمندان و انجام امور خیریه است که به ایجاد همدلی، وحدت و انسجام در جامعه کمک می‌کند افرادی که در این ماه مبارک به امور خیریه می‌پردازند ضمن تقویت خصایص انسانی به تمرین این رفتارهای پسندیده می‌پردازند.این روانشناس ادامه داد: ایجاد رفتارهای انسان‌گرایانه ویژگی دیگری است که روزه‌داری در ایجاد آن مؤثر است، تحقیقات نشان می‌دهد آمار جرم و جنایت و پرخاشگری در ماه مبارک رمضان کاهش می‌یابد همچنین دروغگویی که صفتی ناپسند است در این ماه کمتر دیده می‌شود.وی افزود: خود مدیریتی نتیجه روزه‌داری است که می‌تواند از بروز پرخاشگری جلوگیری کند. افراد با روزه‌ گرفتن تلاش می‌کنند تا خود را مدیریت کنند بنابراین مراقب گفتار،‌ پندار و رفتارشان هستند.این متخصص حوزه بهداشت روان در پاسخ به این سؤال که چگونه روزه‌داری می‌تواند مانع پرخاشگری شود، اظهار داشت: تمام انگیزه‌های بشری باید به موقع و در جای خود تأمین شوند مگر اینکه انگیزه‌ای بالاتر وجود داشته باشد. خوردن در پاسخ به انگیزه گرسنگی است با اینکه فرد روزه‌دار نمی‌خورد و نمی‌آشامد اما انگیزه تقرب و نزدیکی به خداوند متعال موجب می‌شود تا افراد دو سوم روز بدون را بدون آب و غذا بگذراند.عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تأکید کرد: توصیه می‌شود افراد خانواده موقع خوردن سحری و افطار کنار یکدیگر باشند و به دعای سحر و افطار گوش دهند. برپایی مراسم معنوی در کنار خانواده موجب همبستگی بیشتر میان اعضای آن می‌شود روزه‌داری بدون آیین سحر و افطار جنبه روانشناختی با هم بودن و ارتباطات معنوی را به وجود نمی‌‌آورد.وی افزود: با هم بودن و نشستن بر سر سفره سحری و افطاری می‌تواند خاطرات خوشی را برای اعضای خانواده به ویژه کودکان به وجود آورد. این مهم در حالی است که افراد در بزرگسالی به بیان خاطرات کودکی خود می‌پردازند و شنیدن آنها برای خودشان و فرزندانشان لذت‌بخش است بنابراین ایجاد خاطره معنوی در کنار خانواده می‌تواند زمینه‌ساز برخورداری از لذت در سال‌های آ‌تی زندگی شود.وی خاطرنشان کرد: ضمن قبولی طاعات و عبادات شهروندان گرامی از خداوند متعال و آرزوی سلامتی جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی برای این عزیزان،‌ توصیه می‌شود که والدین فرزندان خود را با این مراسم معنوی و پرخیر و برکت آشنا کنند و در صورتی که فرزندانشان به سن تکلیف شرعی نرسیده‌اند اجازه دهند تا موقع سحر و افطار با آنها همراه شوند. ]]> سبک زندگی Mon, 15 Jun 2015 16:09:02 GMT http://asna-alborz.ir/vdcj.temfuqeovsfzu.html